السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : خاكرند )
33
نمونه هاى ايثار 4 - حضرت مسلم ( ع ) ( فارسى )
كردهاى و من آنچه تو مىپندارى نيستم و تو به نوشيدن شراب سزاوارترى ! كسى كه دستش به خون مسلمانان آغشته است و مردم را مىكشد و خون آنان را مباح كرده در حالى كه خداوند ريختن خون افراد بىگناه را حرام كرده است . مسلم اين مجاهد نستوه و شجاع و مومن و صبور توانست حكام بنىاميه را در مقر فرماندهى آنان در كوفه رسوا و محاكمه كند ، بطوريكه ابن زياد درپى افكار توجيهى بود ، همانند ديگر طاغوتيان كه براى ادامه حكومت پليد خود درپى توجيه هستند تا بدينوسيله به حكومت خود صورت شرعى بدهند و چنين وانمود كنند كه خداوند اين قدرت را به آنان ارزانى داشته است . در حالى كه ابن زياد بيش از ديگران نيك مىدانست كه تا چه اندازهاى از راه خدا و وحى و پيامبر و ارزشهاى انسانى بدور است . ابن زياد سراسيمه پاسخ مىدهد : - اى فاسق ! هوا و هوس ، تو را به سوى آنچه خدا براى تو نخواسته و تو را شايسته آن نگردانيده ( حكومت ) سوق مىدهد . مسلم در كمينگاه اين ديكتاتور بود و با قدرت حق به وى پاسخ داده و گفت : - اگر ما شايسته آن نيستيم ، پس چه كسى شايسته آن است ؟ - ابن زياد گفت : اميرمؤمنان يزيد ! ! مسلم پاسخ گفت : بهر تقدير خداوند را شاكر هستيم ،